All rights reserved. استفاده از مطالب با "ذکر منبع" آزاد است


contact: zaramajidpour@gmail.com


---------------------------------------------------------------



Monday, March 3, 2014

زنان يهودی سفيدپوست آزاديخواه عليه رژیم آپارتايد

 
Helen
 
 
نويسنده: زارا مجيدپور, ١٢ اسفند ١٣٩٢
 
شهرزادنیوز: یهوديان سفيدپوست نقش بسزایی در جريان مبارزات آزاديخواهی عليه رژيم آپارتايد داشتند. اگرچه اغلب آنان عضو حزب کمونيست آن کشور بودند، اما به دليل رابطه ی تنگاتنگ حزب کمونيست با حزب کنگره آفريقا "اِی اِن سی" که نلسون ماندلا يکی از رهبران آن بود، با ای اِن سی هم همکاری می کردند.
نلسون ماندلا در دادگاهی که متهم به خيانت بود عضويتش در حزب کمونيست آفريقای جنوبی را رد کرد، اما تنها چند ساعت بعد از مرگش، حزب کمونيست آفريقای جنوبی اعلام نمود که "رفيق" نلسون ماندلا يکی از اعضای اين حزب بود - که درست تر آن است که نلسون ماندلا نه تنها عضو، بلکه يکی از برجسته ترين اعضای کميته مرکزی حزب کمونيست آفريقای جنوبی بود.
يهوديان آفريقای جنوبی از مزايای "سفيد" بودن برخوردار بودند، با این وجود برخی از آزاديخواهان در کنار سياه پوستان بودن و مبارزه عليه تبعيض را به امتيازات دولتی ترجيح دادند که تاوان آن آزار و اذيت، بازداشت، شکنجه و يا مرگ بود. تعداد زياد آزاديخواه برخاسته از جامعه ی کوچک يهوديان آفريقای جنوبی در مقايسه با پيروان مذاهب ديگر در آن کشور کاملا چشمگير است.
 
زنان آزاديخواه يهودی
صدای آزادی و برابری خواهی آنان از اقشار مختلف شنيده می شد. هلن سوزمن، يهودی عضو پارلمان آفريقای جنوبی با صراحت عملکرد رژيم آپارتايد را در پارلمان به چالش می کشيد. او اولين زن سفيدپوستی بود که برای ملاقات نلسون ماندلا به زندان روبن آيلند رفت.
Nadine
نادين گلدیمر، نويسنده ی اهل آن سرزمين که جايزه نوبل ادبيات سال 1974 را از آن خود نمود، کسی بود که متن دفاعيه نلسون ماندلا در دادگاه را تصحيح نمود. بی گمان در ميان ليست نامهای زنان آزاديخواه يهودی نام "روت فرست" در صدر آن می درخشد. زنی که به خاطر باورهایش، کشته شد.
 
روت فرست و مرگ در راه باورها
پدر و مادر روت يهوديانی بودند که در اوايل قرن بيستم از کشور لتونی به آفريقای جنوبی مهاجرت نموده و سپس به حزب کمونيست آن کشور پيوستند.
Ruth
روت در ژوهانسبورگ به دنيا آمد و همچون والدينش يکی از اعضای حزب کمونيست بود. او به عنوان روزنامه نگار و دانشگاهی در روزنامه گاردين که در داخل کشور ممنوع بود، عليه رژيم آپارتايد قلم می زد. همسر او، جو اسلوو، سال های بسيار طولانی رئیس حزب کمونيست بود و يکی از همرزمان نزديک نلسون ماندلا محسوب می شد.
 
در سال 1963 روت بدون آن که متهم به جرمی شود، به مدت 117 روز در بازداشت به سر برد. يک سال بعد به لندن رفت و کتابی در باره بازداشت و بازجويی خود تحت عنوان "117 روز"را به رشته تحرير درآورد. روت بین سالهای 73-78 محقق در دانشگاه منچستر بود.
 
برای دومين بار به همراه همسرش به تبعيد به موزامبيک رفت. در 17 سپتامبر 1982 زمانی که در دفترش در دانشگاه ادورادو مونه لنه بسته ی ارسال شده برايش را گشود، بمبی منفجر شد که بلافاصله او را به قتل رساند و سه تنی که در اتاقش حضور داشتند را مجروح نمود. روت فرست اولين قربانی بسته حاوی بمب در آفريقای جنوبی بود.
 
شاخه ی نظامی حزب اِی اِن سی به نام "اوم خونتو سی زوه" که توسط نلسون ماندلا، جو اسلوو و والتر سی سوله تاسيس شده بود، دست به اقدام تلافی جويانه ای زد. دو تن از اعضای اين شاخه به رهبری ابوبکر اسماعيل و تحت نظر اليور تامبو، رهبر آن زمان حزب، طرح انفجار بمب تعبيه شده در داخل اتومبيل در خارج از دفتر نيروی هوايی آفريقای جنوبی را ریختند، اما بمب ده دقيقه زودتر از زمان معين منفجر شد و 19 نفر را به قتل رساند و 217 نفر را مجروح نمود. اين انفجار در خيابان چرچ صورت گرفت و از همين روی اين بمب گذاری که يکی از بزرگترين بمب گزاري های شاخه نظامی حزب اِی اِن سی محسوب می شود، با نام بمب در خيابان چرچ نام می برند.
 
بعد از انتقال قدرت سفيدان به سياه پوستان، گِرگ ويليامسون و جری رآوان، عاملان قتل روت فرست، به فراخوان کميسيون آشتی و حقيقت ملی آفريقای جنوبی پاسخ دادند و در دادگاهی به رياست اسقف دزمند توتوف يکی از مردان آزاديخواه، محبوب، مورد احترام و يکی از دوستان نلسون ماندلا نحوه قتل روت فرست را با جزئيات تشريح کردند. دادگاه نيز با توجه به صداقت آنان و ابراز ندامتشان آنان را عفو کرد. دختر روت، جولين اسلوو، ديده ها، شنيده ها، و احساساتش را در جريان قتل مادرش در آن کميسيون در کتابی ثبت و ضبط نمود. ابوبکر اسماعيل هم به دليل انفجار بمب در خيابان چرچ و قتل و مجروح کردن بسياری از مردم از کميسیون تقاضای بخشش نمود که به درخواست او نيز پاسخ مثبت داده شد.
 
 

Thursday, February 27, 2014

ایرنا سندلر و کودکان يهودی


 
 

نويسنده: زارا مجيدپور
ايرنا سندلر، زن جوانی بود که به کار پرستاری و مددکاری اجتماعی مشغول بود. اگر چه ايرنا، مسيحی کاتوليک بود اما با اشغال سرزمينش، لهستان توسط آلمان نازی به سازمان مقاومت "زگوتا" پيوست، سازمانی که هدفش نجات جان يهوديان از مرگ بود.
 در دورانی که هيتلر، مرگ را "راه حل نهايی مساله يهوديان" می دانست و در اردوگاههای چون آشويتس صدها هزار نفر انسان در اتاق های گاز جان می دادند و در کوره های آدم سوزی، خاکستر می شدند ايرنا و همکارانش 3 هزار مدرک جعلی برای کمک به يهوديان تهيه نمودند.
کمک به يهوديان که از طرف نازيها با کلمات توهين آميزی چون"موش" و غيره مورد خطاب قرار می گرفتند نه تنها آسان نبود بلکه در صورت شناسايی فرد توسط گشتاپو؛ پلس مخفی آلمان نازی مرگ  گاه همراه با شکنجه عاقبت کار فرد امداد رسان بود و اين سرنوشت اغلب اعضای خانواده ی او نيز در بر می گرفت.
ايرنا، در نقش متخصص لوله کشی و فاضلاب
سازمان مقاومت زگوتا، از ايرنا می خواهد که به عنوان رييس شاخه کمک به کودکان يهودی جان آنها را نجات بخشد. ايرنا با کسب مجوز کار به عنوان متخصص لوله کشی و فاضلاب وارد محله ی يهودی نشين ورشو می شود.
او با استفاده از شگردههای مختلف توانست دو هزار و پانصد نوزاد؛ خردسال و گاه نوجوان را از محله يهوديان خارج نمايد. گاه کودکی را در قسمت پايين جعبه ابزارش پنهان می کرد و گاه آنان را در لوله جاسازی می نمود. ايرنا سگش را آموزش داده بود که به هنگام بازرسی کاميونش توسط سربازان نازی پارس نمايد. پارس کردن سگ، پوششی بود برای مخفی کردن صدای احتمالی نوزاد يا کودک پنهان شده از شنود سربازان.
در انتهای کاميون ايرنا، علاوه بر لوله ها و سگ، کيسه ای هم وجود داشت که از آن برای مخفی کردن کودکان بزرگتر استفاده می نمود. ايرنا، با کمک همکارانش ناجی جان دو هزار و پانصد کودک يهودی از مرگ بود اما نتوانست تا پايان جنگ به کارش ادامه دهد. او توسط نازيها دستگير و تحت شکنجه قرار گرفت. با آن که دو دست و پاهايش شکسته شدند اما توانست جان به سلامت برد.
نام ها در ظرف شيشه ای
کودکان نجات يافته، يا به خانواده ها به عنوان فرزند خوانده سپرده شدند يا در يتيم خانه ها مورد سرپرستی قرار گرفتند. جای که ديگر سايه مرگ بالای سرشان نبود. ايرنا، نام هر کودکی خارج شده را ثبت و ضبط می نمود و سپس يادداشتهايش را در ظرف شيشه ای گذاشته و آن را زير درخت پشت خانه اش پنهان می کرد. او اميدوار بود که روزی کودکان را به خانواده هايشان بازگرداند اما اتاق های گاز اردوگاههای نازيها بيشتر پدر و مادرها را از کودکانشان برای هميشه جدا نمود.
کودکی ايرنا
ايرنا، هفت ساله بود که پدر پزشکش به علت بيماری تيفوس در گذشت. بعد از مرگ پدر چند نفر از رئوسای جامعه يهودی به مادر ايرنا که زنی مسيحی کاتوليک بود پیشنهاد می نمايند که هزينه ی تحصيل کودک پدر از دست داده را بپردازند. که مادر می پذيرد. در دوران دانشگاه، ايرنا به حزب سوساليست که قدرتمندترين حزب دست چپ لهستان بود پيوست. در همان دوران، شاهد سياست تبعيض مذهبی عليه يهوديان بود که عليه آن سياست قد علم نمود. اين اعتراض سه سال اخراجش از دانشگاه را به همراه آورد.
جايزه صلح نوبل
در سال 2007، ايرنا يکی از نامزدهای جايزه صلح نوبل بود اما به جای او سياستمدار آمريکايی "ال گور" به جهت فعاليت هایش درباره محيط زيست و گرمايش جهانی انتخاب شد.
ايرنا سه فرزند داشت که اولين آنها در نوزادی از دنيا رفت. فرزند دومش بر اثر سکته قلبی در سال 1999 دست از دنيا شست و تنها فرزند باقی مانده، دختری است که می کوشد نام مادرش را زنده نگاه دارد. ايرنا در سال 2008، در سن 98 سالگی در شهر ورشوی لهستان چشم بر دنيا بست.